نبین الآن خسته‌م (Nabin alān khastam)

Persian
A A

نبین الآن خسته‌م

اگه گل بودی از این باغ تو رو می‌چیدمت
اگه خورشید بودی توی آسمون می‌دیدمت
اگه نور بودی یه روز می‌تابیدی به سقفمون
تو ستاره بودی من چنگ می‌زدم به آسمون
فقط امشب که نی چند وقت پیِ تو می‌گشتم
اگه روح بودی تو برزخ پیِ تو می‌گشتم
میام از دریا بگیرم تو رو ماهی نیستی
اگه تو عشقی که عشقِ اشتباهی نیستی
 
نبین الآن خسته‌م، یه روزی غوغا می‌کنم
می‌دونی من، دری نمونده که برات وا نکنم
یه شهر می‌خوان من تو رو پیدا نکنم
نبین الآن خسته‌م، یه روزی غوغا می‌کنم
می‌دونی من، دری نمونده که برات وا نکنم
یه شهر می‌خوان من تو رو پیدا نکنم
 
تو که نیستی هیشکی نیست پشتم درآد
بی تو دنیا دستشو مشت کرد برام
خود زندگی همینجوری نفس‌گیره
بیا جونِ من تو اینجوری نباش دیگه
 
نبین الآن خسته‌م، یه روزی غوغا می‌کنم
می‌دونی من، دری نمونده که برات وا نکنم
یه شهر می‌خوان من تو رو پیدا نکنم
نبین الآن خسته‌م، یه روزی غوغا می‌کنم
می‌دونی من، دری نمونده که برات وا نکنم
یه شهر می‌خوان من تو رو پیدا نکنم
 
English

 

Login or register to post translation
Comments