Tim Elliott - What's Not To Love (Persian translation)

English

What's Not To Love

What, what
What, what
What, what
What, what
 
Lord have mercy, look at my baby
She drives me four hundred fifty-five kinds of crazy
She's so good looking, it oughta be alone
A girl like her in a hat at least won't flow
 
Oh oh woah, woah
Oh woah, woah
 
She came up in a country way, Imma try in amazing grace
Driving dad's old pickup truck
What's not to love, what's not to love
She gets (off or out) on a Friday night
Puts on jeans, all nice and tight
Goes on down 'till the sun comes up
What's not to love, what's not to love, what's not to love
 
What, what
What, what
What, what
What's not to love yeah
 
There ain't no holding, a girl like that
She goes zero up to sexy and nothing is flat
Don't throw no drama, not shade
Yeah she got game but man that girl don't play
 
Oh oh woah woah
Oh woah woah
 
She came up in a country way, Imma try in amazing grace
Driving dad's old pickup truck
What's not to love, what's not to love
She gets (off or out) on a Friday night
Puts on jeans, all nice and tight
Goes on down 'till the sun comes up
What's not to love, what's not to love, what's not to love
 
What's not to love
 
She's got everything I'll ever need
She saves all her just for me
 
She came up...she came up in a country way, Imma try in amazing grace
Driving dad's old pickup truck
What's not to love, what's not to love
She gets (off or out) on a Friday night
Puts on jeans, all nice and tight
Goes on down 'till the sun comes up
What's not to love, what's not to love, what's not to love
 
What, what
What, what
What, what
What's not to love
 
What, what
What, what
What, what
What's not to love
 
Submitted by N.F. on Sat, 27/01/2018 - 00:54
Last edited by N.F. on Fri, 02/02/2018 - 17:47
Align paragraphs
Persian translation

چه چیزی را نباید دوست داشت

چه، چه
چه، چه
چه، چه
چه، چه
 
خدایا رحم کن، عشقم را
نگاه کن
او مرا به چهار صد و
پنجاه و پنج رقم دیوانه میکند
او بقدری خوش ظاهر است که باید تنها بود
دختری مثل او
و با یک کلاه حداقل پیروی نمیکنه
 
اوه اوه ووه، ووه
اوه ووه، ووه
 
او به جاده ای روستایی گذاشت، من زیبایی حیرت آور را تجربه میکنم
وانت قدیمی بابام
را میرانم
چه را نباید دوست داشت، چه را نباید دوست داشت
او در جمعه شبی از راه میرسد
لباس جین پوشیده
که زیبا و تنگ است
میره میخوابه
تا طلوع آفتاب
چه را نباید دوست داشت، چه را نباید دوست داشت
چه را نباید
دوست داشت
 
چه، چه
چه، چه
چه، چه
چه را نباید دوست داشت آره
 
دختری مثل اون را نمیشه نگهداشت
رده او از صفر است تا سکسی
و هیچ هموار نیست
بهیچوجه دردسر درست نکن، سایه ننداز
آره او متوجه شد ولی رفیق این دختر اهل بازی نیست
 
اوه اوه ووه ووه
اوه ووه ووه
 
او به جاده ای روستایی گذاشت، من زیبایی حیرت آور را تجربه میکنم
وانت قدیمی بابام
را میرانم
چه را نباید دوست داشت، چه را نباید دوست داشت
او در جمعه شبی از راه میرسد
لباس جین پوشیده
که زیبا و تنگ است
میره میخوابه
تا طلوع آفتاب
چه را نباید دوست داشت، چه را نباید دوست داشت
چه را نباید
دوست داشت
 
چه را نباید دوست داشت
 
او هر آنچه که من نیاز داشته باشم را دارد
او خود را تماما" و فقط وقف من میکند
 
او قدم به ... قدم به جاده ای روستایی گذاشت، من زیبایی حیرت آور را تجربه میکنم
وانت قدیمی بابام
را میرانم
چه را نباید دوست داشت، چه را نباید دوست داشت
او در جمعه شبی از راه میرسد
لباس جین پوشیده و که زیبا و تنگ است
میره میخوابه
تا طلوع آفتاب
چه را نباید
دوست داشت، چه را نباید دوست داشت
چه را نباید دوست داشت
 
چه، چه
چه، چه
چه، چه
چه را نباید دوست داشت آره
 
چه، چه
چه، چه
چه، چه
چه را نباید دوست داشت آره
 
Submitted by N.F. on Fri, 02/02/2018 - 17:56
Comments