Publicidad

حكاية ناي (Hikayat Nai) (traducción al Persa)

Árabe
A A

حكاية ناي

سمعنا بقصة الرجال
هذاك اللي رفضه الحال
نوى يخطب هوى قلبه
تقدم صوب أبوها وقال
 
يا عم جيتك .. لحد بيتك
ليد بنتك انا اتقدم
على الملة .. بشرع الله
ونص الدين أبا اتمم
هي مرادي .. غلا فوادي
طلبتك قولها لي تم
 
فقير الحال .. فقير مال
غني المبدا خالي الهم
أعف النفس .. وأصلي الخمس
وأراعي ربي الأعظم
ومهما صار .. مع الأقدار
أبرضى بالذي مقسم
 
تصدد وجه ابوها وطال
سكوته ولا حكي ينقال
تفكر ثم قال اسمع
ترى بنتي لإبن الخال
 
يا عم أرجوك .. لا ترمي الشوك
فعيني وقلبي المغرم
بطهر الأرض .. عرفنا بعض
من احنا صغار لو تعلم
لا تحرمنا .. لا تعدمنا
وربك ما رضى بالظلم
 
يا عم ناظر .. ترى الخاطر
يبيها من سنين كم
يا راعي الخير .. هوانا طير
لا توقف في طريق الحلم
وخذ مني .. وعد إني
أخليها في مجرى الدم
 
تمايل راس أبوها ومال
يهزه يمنةٍ وشمال
همس في أذن صاحبنا
نصيبك مع سواها تنال
 
ماهو معقول .. ولا مقبول
أعيش الفكرة ذي يا عم
بعد بنتك .. أنا احلف لك
علي تحرم بنات آدم
ولو دنياي .. حكاية ناي
بغنيها جروح وهم
 
وهذا القلب .. يا عمي صعب
حلف بعشقها وأقسم
بقولك شي .. ما دامي حي
أموت وغيرها يحرم
بكل الياس .. بقول للناس
حياتي خانها درهم
 
Publicado por Sara BaSara Ba el Vie, 01/11/2013 - 12:56
traducción al PersaPersa
Alinear párrafos

حکایت نی

داستان مردی ست
که خوش اقبال نبود
او تصمیم گرفت که عشق قلب و زندگیشو خواستگاری کنه
رفت به سوی پدر دختر و گفت:
 
ای پدر، به منزلتون اومدم
برای خواستگاری دخترتون
برای عقد رسمی
تا نصف دینمو کامل کنم
همونیه که من میخوام ... عشق قلبم
خواهشمندم که بگید واسه من تمومه و اجازه شو میدین
 
چیز زیادی ندارم... دارائی اي هم ندارم
آن که غنی حقیقیست غمی ندارد...
عزت نفسی دارم ... و نماز پنجگانه به جای می آورم
و هرچه میخواهد بشود.. جبر زمانه
تقدیرم را پذیرا هستم
 
پدر دختر نگاهی به اطراف انداخت
سکوتی همه جارا در برگرفت
سپس فکر کرد و گفت بشنو
دخترم برای پسر عمويش است
 
آه ای پدر ...تمنا میکنم...خار به سویم پرتاب نکن
چشم و قلبم عاشق است
به پاکی و صداقت همچو زمین پاک... همدیگر را شناختیم
از کودکی با هم آشناییم و میدانید
محروممان نکن ... غرض ورزی نکن
و خداوند به این ظلم راضی نخواهد بود
 
ای پدر تو شاهدی ... میبینی خاطرخواهیم را
که چقدر سالها میخواستمش
ای خیرخواه .. عشقم چونان پرنده ایست
نایست در مسیر آرزوها....راه آرزوها را سد مکن
و میگیری از من این عشق را .... وعده بده مرا
که در خون من جریان دارد
 
پدر دختر سرش را تکانی داد
به سوی چپ و راست
و درگوش پسر گفت
که تقدیرشما با هم نیست
 
گفت که نه معقول است و نه مقبول
پسر گفت فکر کردن به این موضوع که
که او مال من نباشد ... قسم میخورم
که دیگر با هیچ دختری ازدواج نخواهم کرد
و اگر داستان زندگیم :حکایت نی باشد
غمگین و دردناک آن را میخوانم
 
و این قلبم... برای قلبم خیلی سخت است ای پدر
و عهد میبندم به عشقش و قسم میخورم
بگذار چیزی بگویم ... تا زمانی که زنده ام
میمیرم و غیر از او بر من حرام است
با تمام ناامیدی ... به همگان میگویم
زندگیم تمام شد به خاطر درهمی
 
¡Gracias!
thanked 12 times
Publicado por art_mhz2003art_mhz2003 el Jue, 25/02/2021 - 23:06
Comentarios del autor:

How Drama Song...💔

5
Tu puntaje: None Promedio: 5 (1 vote)
Las traducciónes de "حكاية ناي (Hikayat ..."
Comentarios
MJ-Q8MJ-Q8    Jue, 25/02/2021 - 23:15

بسیار سپاسگزارم ، برای ترجمه عالی
🌹🌹🌹

art_mhz2003art_mhz2003    Jue, 25/02/2021 - 23:17

Thank you so much ...very emotional drama song....💔

MJ-Q8MJ-Q8    Jue, 25/02/2021 - 23:26

You are right 💔
This is one of the most incredible song which was performed by Salah Al-Zadjaly 🎵🎶🖤🎶🎵

Read about music throughout history