Publicité

khuttar خطار (traduction en persan)

  • Artiste: Ilham Al-Madfai (إلهام المدفعي)
  • Chanson: khuttar خطار 3 traductions
  • Traductions : anglais, persan, translittération
traduction en persanpersan
A A

ميهمان سرزده

#الهام_المدفعی که پیش تر با قطعه مالی شغل بالسوق (که ترجمه آن در همین کانال موجود است.)
 
خطار عدنه الفرح .. اعلك صواني اشموع
خافن يمر بالعكد .. رش العكد بدموع
 
يا قليبي وين الحزن .. حدر الحدر مرفوع
دومك تون ونتك .. تبكي بدمع مفجوع
طيفك امل كذاب .. فوق السما مرفوع
بالك تصيح بحزن .. صوت الحزن مسموع
 
❤شادی چون میهمانی سرزده سررسید؛ برایش چراغانی کنید.
ممکن است از کوچه بیاید....به شادی قدومش، تمام کوچه را با اشک آبپاشی کنید...
👤ای قلب من غم کجاست؟
❤آن را به جانبی نهادم تا چشم میهمان به آن نیفتد...تو مثل غم زده ها دائما گریه میکنی و اشک هایت تمامی ندارد...
👤سایه ات شبحی دروغین است...که به اوج آسمان رفته است.( اینجا دسترسی به امید نیست)
❤مواظب باش میهمانت شادی، از اندوه تو بویی نبرد؛ و حتی صدای غم به گوش نرسد...
 
خطار عدنه الفرح .. اعلك صواني شموع
 
شكبان ليلك غضب .. بالك تفز بالليل
دافن بصيص الأمل .. مسهًر نجوم سهيل
والريل فات وجزا .. مالك شغل بالريل
حطلنا موقد جمر .. زوُد سعير الويل
ذوًب شموع الوصل .. فرهد حبابي الهيل
بس لايبوك العمر .. طيف العمر ملسوع
 
❤حتی نگهبان شبِ زندان هم خشمگین خواهد شد؛ پس احتیاط کن شب بیدار نباشی..( یعنی شب هنگام گریه و زاری نکن!)
شعله های امید را پنهان کن....ستاره سهیل بیدار است.( قلب توصیه میکند شاعر زندانی شادی را بی سر وصدا جشن بگیرد؛ در نور ستاره و سکوت)
👤قطار رفت و کار گذشت...
❤تو را به آن قطار کاری نباشد!
برو و آتشدانی بیاور...شراره های آتش شادی را بیشتر کن..
شمع های وصل آب شدند،
هل بیشتری در قهوه ها بریز !(عرب ها در جشنهایشان معمولا هل در قهوه میریزند و قهوه حتما دم شده است و قهوه فوری عملا برای آنها بی معنی است!)
👤هان تا زمان نتواند شادی را از عمر من بدزدد...
عمر مانند سایه ای در حال رفتن است...
 
@oghniye
@babouri
 
خطار عدنه الفرح .. اعلك صواني شموع
 
يدموعي طيفك غرق .. امسح دموع الطيف
شمسح جزاني الوقت .. راح الحلم يا حيف
قمريه وما مش بعد .. وليش احنا موش بصيف
ظلمه ودواشق حزن .. لا تظن روحي بكيف
غرًب* شراع الفرح .. اهلاً اجانا الضيف
حسبالي يسوى العتب .. تاري العتب مرفوع
 
👤در اشک های من، سایه تو غرق شده ...
❤من اشک های سایه ات را پاک میکنم...
👤 افسوس...چه میکوشم آن را پاک کنم وقتی زمانی نیست و قوت و شکیبایی از نزد من رخت بربسته...
شب ماهتابیِ بی پایانی است ...مگر ما در تابستان هستیم؟
من فقط ظلمت و سیاهی اندوه را میبینم؛ گمان نکن چنین شبی را دوست دارم...
(شب های تابستان کوتاه است و شاعر زندانی در شگفت است که چطور این شب تاریک و ظلمانی بی پایان است؛ پس چون در مکانی است که به بیرون دسترسی ندارد، تصور ميكند شاید تابستان نباشد.)
بادبانهای شادی دور شدند؛ خوش آمدید ای مهمانان از راه رسیده...*
 
گمانم این بود که سرزنش و خشم و عتاب نسبت به شادی حق من است؛ اما حال میبینم برابر او چنین رفتاری ممنوع است...
@oghniye
@babouri
 
خطارعدنه الفرح .. اعلك صواني شموع
 
لملم سنين العمر .. عثرهه ليل الظيم
فارشهه فوق الهضب .. طرزهه لون الغيم
مشتال عمرك ذبل .. ما حًن نثيث الديم
والكيظ اجاك بثقل .. بعدك تظل امجيم
خيال حلمك مرك .. شتكله عيب انهيم
يبست انهار الأمل .. وانتظر روحي تموت
خطار عدنه الفرح .. اعلك صواني شموع
 
👤تمام سالهای زندگیم را یک جا جمع کن، چون تاریکی آن را همه جا پخش کرده و این ور آن ور انداخته است.
آن را در پُشته ها گسترانیده و به شکل ابری از جنس بخار در آورده..
❤تو غمگینی گمان میکنی عمرت رفته است...باران بر تو رحمتی نیاورده...
گرمای تابستان هجوم آورد و تو را یارای حرکت نبود...
👤رویا چون سواری ناپدید شد و گذشت...به رویا بگو این عار و عیبی برایش محسوب نمیشود؟
چشمه های آرزو خشکید و روحم در انتظار مرگ
است...
❤شادی چون میهمانی سرزده سررسید؛ برایش چراغانی کنید.
ممکن است از کوچه بیاید....به شادی قدومش، تمام کوچه را با اشک آبپاشی کنید...
 
*
 
با اینکه اگر *قرب* بود معنا آسان تر میمنمود، گمانم این است که شاعر انقدر لحظه رسیدن شادی را نزدیک میداند که رفتنش را پیش از رسیدن تصور کرده است.(متوجهم که قانع کننده نیست؛ اما جز این احتمالي به ذهنم نمیرسد.)
 
Publié par zahra golabizahra golabi le Mar, 19/02/2019 - 20:16

khuttar خطار

Plus de traductions de « khuttar خطار »
Commentaires
rshiehyanrshiehyan    Dim, 07/07/2019 - 05:28

ترجمه و توضیحاتتان خیلی خوب است. موفق باشید