Eight Letters (फारसी में अनुवाद)

Advertisements
फारसी में अनुवादफारसी
A A

هشت حرف

ما پادشاه خيابان هايى شديم که روزى آنها را تميز مى کرديم
سربازهاى توانايى که به هرچيزى لبخند مى زنند
بر اساس يه احساس بزرگ شديم. بالاخره زندگيمان معنى خواهد داشت
 
ما يه زمانى جواب همه ى سوالها بوديم و بعد تو مى فهمى که
تو فقط گزينه اى بعد از گزينه هاى ديگر هستى
و اينکه سوال چه بود و چرا درسمان انقدر کر کننده بود؟
 
اين همه ى چيزيه که الان اهميت داره
و به هر حال اين تمام چيزيه که اتفاق افتاده
تو ميتونى پشتتو نگاه کنى اما زل نزن
شايد بيرون از اونجا من بتونم تو رو دوست بدارم
 
و وقتى که من از تو جدا شدم چيزى که فراموش کردم بگم
تمام چيزى بود که بايد مى گفتم
هشت حرف، سه کلمه، يک معنى
 
و نيروهاى بيرونى اين موضوع رو راحت نکردند
پس من فکر کردم بهتره قبل از اينکه ترکم کنى، خودم برم
من سعی داشتم خودمو نگه دارم و این توضیح خوبی برای کارهام نبود
اما حقیقت خیلی بیشتر از اون چیزیه که ما می فهمیم
دوست من، من تازه دارم مى فهمم
همه ی اون فاصله ها رو
چون من عاشق دشمنم شدم
 
اين همه ى چيزيه که الان اهميت داره
و به هر حال اين تمام چيزيه که اتفاق افتاده
تو ميتونى پشتتو نگاه کنى اما زل نزن
شايد بيرون از اونجا من بتونم تو رو دوست بدارم
 
و وقتى که من از تو جدا شدم چيزى که فراموش کردم بگم
تمام چيزى بود که بايد مى گفتم
هشت حرف، سه کلمه، يک معنى
و وقتى که من از تو جدا شدم چيزى که فراموش کردم بگم
تمام چيزى بود که بايد مى گفتم
هشت حرف، سه کلمه، يک معنى
 
در آخر
ما همديگه رو تو ناکجا آباد ملاقات مى کنيم
روى شنها ردپامونو ميذاريم
ما همديگه رو تو ناکجا آباد ملاقات مى کنيم
در آخر
 
و وقتى که من از تو جدا شدم چيزى که فراموش کردم بگم
تمام چيزى بود که بايد مى گفتم
هشت حرف، سه کلمه، يک معنى
 
و وقتى که من از تو جدا شدم چيزى که فراموش کردم بگم
تمام چيزى بود که بايد مى گفتم
هشت حرف، سه کلمه، يک معنى
یک معنی
فقط یک معنی
 
Adrina_MullerAdrina_Muller द्वारा सोम, 02/09/2013 - 15:58 को जमा किया गया
अंग्रेज़ीअंग्रेज़ी

Eight Letters

कमेन्ट