A Hard Rain's A-Gonna Fall (फारसी में अनुवाद)

Advertisements
फारसी में अनुवादफारसी
A A

قراره بارون شدیدی بباره

آه، پسر چشم آبی من، کجا بودی؟
آه عزیز جوان من، تو کجا بودی؟
من در حاشیه دوازده کوهستان مه آلود در افت و خیز بوده ام
من شش بزرگراه پر پیچ و خم را پای پیاده افتان و خیزان بوده ام
من به وسط هفت جنگل مغموم قدم نهاده ام
من با یک دوجین اقیانوس مرده مواجه بوده ام
من دوازده هزار مایل در دهانه یک قبرستان بوده ام
"و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا قراره بارون شدیدی بباره
 
آه، پسر چشم آبی من، تو چه دیدی؟
آه عزیز جوان من، تو چه دیدی؟
دیدن نوزاد تازه تولد یافته ای که گرگ های وحشی او را محاصره کرده بودند
دیدن بزرگراهی پر از الماس که هیچکس در آنجا وجود نداشت
من شاخه ای سیاه دیدم که قطرات خون از آن میچکید
دیدن اتاقی پر از افرادی با چکش هایی که خون از آنها میچکید
من ده هزار گوینده دیدم که زبان همه شان قطع شده بود
دیدن سلاح ها و شمشیرهایی تیز در دست بچه های خردسال
،و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا" قراره بارون شدیدی بباره
 
و پسر چشم آبی من، تو چه شنیدی؟
و عزیز جوان من، تو چه شنیدی؟
شنیدن صدای یک رعد، این غرش یک هشدار بود
شنیدن غرش یک موج که میتوانست کل جهان را غرق کند
شنیدن صدای جاز یکصد جازیست که دستهایشان در حال اشتعال بود
شنیدن صدای ده هزار نفر که در حال نجوا کردن بودند و هیچکس گوش نمیداد
شنیدن صدای شخصی که گرسنگی میکشید و شنیدن صدای افراد زیادی که در حال خندیدن بودند
شنیدن ترانه شاعری که در کانال آب جان داد
شنیدن صدای دلقکی که در کوچه گریه میکرد
،و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا" قراره بارون شدیدی بباره
 
و پسر چشم آبی من، تو چه کسی را ملاقات
کردی؟
و عزیز جوان من، تو چه کسی را ملاقات کردی؟
من بچه خردسالی را در کنار یک اسب یابوی مرده ملاقات کردم
من مرد سفید پوستی را ملاقات کردم که با سگی سیاه قدم میزد
من زن جوانی را ملاقات کردم که بدنش در حال سوختن بود
من دختر جوانی را ملاقات کردم که رنگین کمانی را بمن داد
من مردی را ملاقات کردم که در عشق مجروح شده بود
من مرد دیگری را ملاقات کردم که در نفرت مجروح شده بود
،و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا" قراره بارون شدیدی بباره
 
اوه، پسر چشم آبی من، اکنون چه خواهی کرد؟
اوه، عزیز جوان من، اکنون چه خواهی کرد؟
قبل از شروع بارش باران من در حال بازگشت و خروج هستم
من پیاده به اعماق عمیق ترین جنگل سیاه قدم خواهم نهاد
جایی که مردم زیادی آنجا هستند و دستان همه شان خالی است
جایی که گلوله های زهر، آبهایشان را دچار سیلاب و طغیان کرده
جایی که خانه مستقر در دره، زندان مرطوب و کثیف را ملاقات میکند
جایی که چهره جلاد همیشه بخوبی پوشیده و پنهان است
جایی که گرسنگی زشت است، جایی که نفوس بفراموشی سپرده شده اند
جایی که سیاه رنگ مورد نظر است، جایی که هیچ، عدد مورد نظر است
و من آنرا خواهم گفت و در مورد آن صحبت خواهم کرد و به آن خواهم اندیشید و آنرا تنفس خواهم کرد
و آنرا از کوهستان منعکس میکنم تا تمام نفوس بتوانند آنرا ببینند
سپس روی اقیانوس خواهم ایستاد تا وقتی که شروع به پائین رفتن و غرق شدن کنم
ولی قبل از اینکه شروع به خواندن آواز کنم ترانه ام را بخوبی خواهم شناخت
،و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا"، و شدیدا" قراره بارون شدیدی بباره
 
N.F.N.F. द्वारा मंगल, 04/10/2016 - 01:40 को जमा किया गया
आख़िरी बार रवि, 19/08/2018 - 00:10 को N.F.N.F. द्वारा संपादित
अंग्रेज़ीअंग्रेज़ी

A Hard Rain's A-Gonna Fall

कमेन्ट