Mohammad Bibak - Sahar nazdik ast - سحر نزديك است

Advertisements
फारसी
A A

Sahar nazdik ast - سحر نزديك است

[ ورس 1 ]
خندون با یه تبسم دروغ
قدم زنون تو یه بعدازظهر شلوغ
پدر از نداریش نمی گفت و حاشا می کرد
دختر کوچولوش ویترینا رو تماشا می کرد
نگاه کن خونواده ها رو که میخندن شاد
دیدن این صحنه ها قلب پدرو میکند از جا
مادرا شاد دست بچه ها کیسه های و کادو
پدر گفت این مال اوناست نه یه ریزه پای پادو
امروز اومده تا دخترشو راضی کنه
افسوس باید با احساساتش بازی کنه
پس به خونواده میگه چهل هزار دروغ و
وقتی جیبش خالیه با چندرغاز حقوق و
درگیر، نگران و از همه گیج تر
رفت به گذشته ها و حسرت بیشتر
روزایی که میگفت پولدار کاشکی باشم
و نذارم بچه هام مشکلی داشته باشن
اون تو اوج بودنو فقط خوابشو دید
حتی واسه رویا پردازی زمونه بالشو چید
چی بگم سیب زندگی از تلخی پره
از هوا تا زمین برسه صد تا چرخ می خوره
 
[ کروس ]
مـــن
یه پدر تنها و غریب
نمیتونم باشم همه غمهامو حریف
مثل تک درخت بیابونا تنها و نحیف
چه جوری کنم غم همه ی حرفامو تعریف
تو که از شنیدن این حرفا بیزاری باز
تو خودتو آیا حاضری بذاری جام ..؟
تو که سرگرم شمارش هزاری ها
تو خودتو آیا حاضری بذاری جام ...؟
 
[ ورس 2 ]
نه من باید بخرم حتی اگه زیر و رو شم
و واسه اولین قدم پالتومو می فروشم
توی آژانس بی خوابی هام تا دو یِ شب
بعیده این پولا واسه ی بچه هام کادو بشن
تا کی خونه همه با لباس ساده برو
حتی درختا لباس نو میپوشن سال نو رو
تمام هم سنام و میبینم خوب و خوشن
نرسیدن به آرزوهام من رو می کُشن
از همه عالم و آدم حس بیزاری داشت
که می شنوی خودتو می ذاری جاش
یهو داد زد می شنوی تو که اون بالایی
شاید راست میگه که خدای پولدارایی
ندا اومد تو یه آدم پایسته و پاکی
گرچه حرکتت مثل یه کرم، آهسته و خاکی
ولی صبر کن این کرم پروانه میشه
من که منتظرم چرا هیچ دری وا نمیشه
 
[ کروس ]
 
[ ورس 3 ]
مظلوم و بی ستم تنها و بی سپر
رفت به جنگ مشکلات و دنیای بی صفت
رفت تو فکر با خودش گفت باید چه ها کنم
تا توی این اقیانوس پر تلاطم شنا کنم
گفت از فردا واسه ی ارباب رجوع عشوه میام
و واسه ی کوچکترین کاری میگم :
رشوه می خوام
اما نه حتی فکر به این قضیه کفره
وقتی یه عمر نون حلال آوردم پای سفره
کل زندگیمون تو فکر زور و زر رفت
اینو با خودش گفت و از کوره در رفت
روزگار گرگه گرچه من زود بره شدم
دچار این زندگی روزمره شدم
یادم رفت تو دل اون آدم تهی دست
هنوزم رگه هایی از امید هست
درخت آرزو با صبر به ثمر دست میده
اندکی صبر کن سحر نزدیکه
 
[ اوترو ]
پس ادامه میدم شاید سرابه این صبر
به امید فردا که بچرخه سرا به این سمت
 
NutellaRsNutellaRs द्वारा गुरु, 24/12/2015 - 16:54 को जमा किया गया
धन्यवाद!

 

Advertisements
Video
Mohammad Bibak: टॉप 3
कृपया "Sahar nazdik ast - ..." का अनुवाद करने में सहायता करें
Idioms from "Sahar nazdik ast - ..."
कमेन्ट