Je l'aime à mourir (Perzsa translation)

Advertisement
Perzsa translation

دوستش دارم تا حد مرگ

من هیچ نبودم
اما اینک اینجایم
خوابهای شبانه اش را
نگهبانی می کنم
دوستش دارم تا مرگ
شما می توانید همه چیز را نابود کنید
هر چه را می خواهید
او تنها کافی ست
که آغوشش را بگشاید
تا همه چیز را باز بسازد
 
دوستش دارم تا مرگ
 
او عدد ها را از دور ساعت های اطراف پاک کرد
او با زندگی من پرنده های کاغذی ساخت
و به خنده های بلند انداخت
 
او پل هایی ساخت
میان ما و آسمان
و هر وقت که نمی خواهد بخوابد
ما از آن ها گذر می کنیم
دوستش دارم تا مرگ
 
او باید در هر جنگی شرکت کرده بوده باشد
که چنین قدرتی دارد.
او باید در هر جنگی در هر زندگی ای ، در هر عشقی بوده باشد
او چنان به خوبی زندگی می کند
تا به رویای عقیق وارش برسد
در میانه ی بیشه هایی که نقاشی کرده، می رقصد
*
بر گیسوانش روبانی می بندد و بعد آن را در باد رها می کند
و گاه برایم آواز می خواند که سعی در نگهداشتن بر باد رفته ها، اشتباه است
 
برای آمدن به غارش
همان اتاق پنهان زیر شیروانی
باید که ترانه ها را با میخ به کفش های چوبی ام بکوبم
 
*
من تنها باید بنشینم
نباید چیزی بگویم
نباید چیزی بخواهم
تنها باید تلاش کنم
که مال او باشم.
 
Kűldve: ramtin Hétfő, 10/02/2014 - 06:32
Francia

Je l'aime à mourir

Hozzászólások