La vieille barque (Perzsa translation)

Reklám
Perzsa translationPerzsa
A A

قایق قدیمی

ملوان پیر دیگر نیست
و هیچ کس برایش نمی گرید
نه دوستی، نه زنی
تنها قایق پیر چوبی اش
چون بیوه ای مانده آنجا
خوابنیده در گوشه ای از شن
 
لنگر کهنه ی زنگاریده
پاروها، تور سنگین
تنها گواهانِ اشک ها و خوشی ها
چه بسیار خاطرات
از تمام روز هایی که آنجا می خوابند
در چوبِ قایق پیر
 
پیشتر زانکه بیاید خورشید
که هر دو می رفتند به دریا
نداشتند هیچ، مگر ابرها را
که راه را نمایند
و ستارگان را در اسمان
 
آنجا که صبح ها آبیست
پرندگان بزرگ با آنها بازی می کنند
قایم-موشک در گود-افتادگیِِ موج ها
آن هنگام که قایق و ملوان
می نگریستند زایشِ سحرگاهان را
به هنگام مرگِ ستارگان
 
ملوان پیر دیگر نیست
 
قایق قدیمی آنجاست
 
بی شک چشم-در-راهِ موجی
 
پس که خواهد بردش؟
 
شاید آن روز می توانست برود
 
به آخرین سَفَر...
 
Kűldve: FarrokhFarrokh Szombat, 10/11/2012 - 08:44
FranciaFrancia

La vieille barque

More translations of "La vieille barque"
Angol P Guest
Perzsa Farrokh
Mireille Mathieu: Top 3
Hozzászólások