Advertisement

Sattar - Shazdeh Khanoom شازده خانوم

Perzsa

Shazdeh Khanoom شازده خانوم

دو تا دستام مرکبی
تموم شعرام خط خطی
پیش شما شازده خانوم
منم فقیر پا پتی
غرورروبردار و ببر
دلم میگه دلم میگه
غلامی رو به جون بخر
دلم میگه دلم میگه
شازده خانوم قابل باشم
باید بگم به شعر من
خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی
شازده خانوم چه خاکی وچه بی ریا
به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی
 
عجب عجب چه رند و چه بلا شده دل پدر سوخته ام
باور کن زشوقتون اشکی شده چشم به در دوخته ام
فرصت بدین عاشقیمو خدمتتون عرض می کنم
واسه فرار از خودم
دو پا دارم
دوپا دیگه قرض می کنم
 
شازده خانوم قابل باشم
باید بگم به شعر من
خوش آمدی خوش آمدی خوش آمدی
شازده خانوم چه خاکی وچه بی ریا
به منزل خود آمدی خود آمدی خود آمدی
 
Kűldve: charlesyeg Hétfő, 17/11/2014 - 21:16
Last edited by Fantasy on Szombat, 07/01/2017 - 15:48
Köszönet

 

 

Advertisement
Hozzászólások