حسرت (Hasrat)

Perzisch
Perzisch
A A

حسرت

چند تا از شبای بعد رفتنت تو رو خواب دیده باشم خوبه
تو منو کجا رها کردی و من به کجا رسیده باشم خوبه
 
دست من نیست اگه بعد از تو نمیتونم دیگه عاشق باشم
زخمه عشقه تو نمیذاره دیگه من همون آدمه سابق باشم من همون آدمه سابق باشم
 
حسرتت رو دله من می مونه اسممون کنار هم برده نشد
آرزوی من رسیدن به تو بود آرزویی که برآورده نشد
 
حسرتت رو دله من می مونه اسممون کنار هم برده نشد
آرزوی من رسیدن به تو بود آرزویی که برآورده نشد
 
دیره اما آخرش فهمیدم که نباید به تو دل میبستم
زخمه عاشقونه ی این سالها می مونه تو خاطرم تا هستم
 
تویه قلبم خبری از عشقی که منو از نفس انداخته نیست
من خودم خونه مو ویرون کردم کاری از دستِ کسی ساخته نیست کاری از دستِ کسی ساخته نیست
 
حسرتت رو دله من می مونه اسممون کنار هم برده نشد
آرزوی من رسیدن به تو بود آرزویی که برآورده نشد
 
حسرتت رو دله من می مونه اسممون کنار هم برده نشد
آرزوی من رسیدن به تو بود آرزویی که برآورده نشد
 
Arabisch

 

Login or register to post translation
Vertalingen van "حسرت"
Reacties