10,000 Days (tłumaczenie na perski)

Reklamy
angielski

10,000 Days

"10,000 Days
 
We listen to the tales and romanticize,
how we follow the path of the hero.
 
Boast about the day when the rivers overrun,
How we'll rise to the height of our halo.
 
Listen to the tales as we all rationalize,
our way into the arms of the savior.
Feigning all the trials and the tribulations.
 
None of us have actually been there,
Not like you...
 
Ignorant siblings in the congregation.
Gather around spewing sympathy,
Spare me...
 
None of them can even hold a candle up to you.
Blinded by choice, these hypocrites won't see.
 
But enough about the collective Judas.
Who could deny you were the one who illuminated?
Your little piece of the divine.
 
And this little light of mine, a gift you passed on to me
I'm gonna let it shine
to guide you safely on your way.
 
Your way home...
 
Oh, what are they gonna do when the lights go down?
Without you to guide them all to Zion?
What are they gonna do when the rivers overrun?
Other than tremble incessantly.
 
High is the way,
but our eyes are upon the ground.
You are the light and the way.
They'll only read about.
I only pray heaven knows,
when to lift you out.
 
10,000 days in the fire is long enough.
You're going home...
 
You're the only one who can hold your head up high.
Shake your fist at the gates saying,
"I have come home now...!"
Fetch me the spirit, the son and the father.
Tell them their pillar of faith has ascended.
 
"It's time now!
My time now!
Give me my
Give me my wings...!"
 
Give me my [x5]
 
(Give me my wings)
 
You are the light, the way,
that they will only read about.
 
Set as I am in my ways and my arrogance.
Burden of proof tossed upon the believers.
You were my witness, my eyes, my evidence,
Judith Marie, unconditional one.
 
Daylight dims leaving cold fluorescence.
Difficult to see you in this light.
Please forgive this bold suggestion.
Should you see your maker's face tonight,
Look him in the eye.
Look him in the eye and tell him,
I never lived a lie, never took a life,
But surely saved one.
 
Hallelujah
It's time for you to bring me home.
 
Udostępniono przez Silisav SatuonakSilisav Satuonak dnia niedz., 27/11/2016 - 20:15
tłumaczenie na perskiperski
Wyrówna akapity
A A

10000 روز

به قصه ها گوش می دیم و خیالبافی می کنیم برای خودمون
که چطور قهرمانانه راه رو ادامه می دیم
 
لاف می زنیم در مورد وقتی که رودخونه ها لبریز می شن
و این که چطور به اوج غرور و نورانیتمون می رسیم
 
به قصه ها گوش می دیم و حضور یک نجات دهنده رو برای خودمون توجیه می کنیم
هم جعلی خودمون رو محاکمه می کنیم هم یک رنج جعلی رو به خودمون القا می کنیم
 
هیچ کدوم ماها تا الان واقعا نفهمیدیمش
نه مثل تو...(نه اونطوری که تو فهمیدی)
 
یه سری اطرافیان نادون از جماعت
ابراز همدردی الکی می کنن
بیخیال من بشید
 
هیچ کدومشون حتی نمی تونن یه شمع جلوی تو بگیرن
انتخاب کردن که کور باشن، این دورو ها نمی تونن ببینن چیزی که هست رو
 
اما صحبت در مورد یهودا کافیه
کی می تونه انکار کنه تو بودی اونی که الوهیت خودش رو نمایان کرد
 
و این چراغ کوچک در دست من، هدیه ای که از طرف تو بود
روشنش خواهم کرد و می گذارم که بدرخشه
و راه رو برای تو روشن کنه و به سلامت هدایتت کنه
 
راه برگشتت به خونه
 
آه، چه کار خواهند کرد اگر چراغ ها خاموش بشن
بدون اینکه تو به سمت صهیون راهنماییشون کنی
چه کار خواهند کرد وقتی رودخونه ها لبریز بشن
بی وقفه خواهند لرزید
 
راه سربالاییه
ولی چشمان تو به زمینه
تو هم چراغی و هم راه
اونا فقط در موردش یه چیزایی خوندن
من فقط دعا می کنم که بهشت بدونه کی باید تو رو به درون راه بده
 
ده هزار روز در آتش به اندازه ی کافی طولانی بود
تو اکنون به خونه خواهی رفت
 
تو تنها کسی هستی که می تونه سرش رو بالا نگه داره
مشتت رو بالا بگیر وقتی رسیدی دم دروازه و بگو :
من برگشتم به خونه !
پدر، پسر، و روح القدس رو آماده کن
و بهشون بگو ستون ایمانشون برافراشته شده
 
وقتش رسیده! وقت من!
بده به من
بده به من! بال هایم را
 
بده به من...
بال هایم را به من بده
 
تو اون چراغ راهی که اونا فقط در موردش یه چیزایی خوندن
 
اینطور که من اصرار می ورزم بر راه های خودم و غرورم
سنگینی یک گواه بودم بر دوش ایمان آورندگان
تو شاهد من بودی، چشمان من بودی، گواه من بودی
جودیت ماری، بی هیچ قید و شرطی
 
نور روزانه کم کم محو میشه و شبرنگی سردی به جا میگذاره
تو این نور دیدنت سخته
لطفا این پیشنهاد از سر خامی رو ببخش
اگر امشب صورت فرشته ی مراقبِت رو دیدی
تو چشمانش نگاه کن
تو چشماش نگاه کن و بهش بگو
من هیچ وقت یک دروغ رو نزیستم، هیچ وقت زندگانی ای رو از کسی نگرفتم
اما به یک نفر زندگانی بخشیدم
 
هللویا
وقتش رسیده که من رو به خونه ببری
 
Udostępniono przez A candle in the mountainA candle in the mountain dnia śr., 21/03/2018 - 22:15
Dodane w odpowiedzi na prośbę ishmatishmat
Ostatnio edytowano przez A candle in the mountainA candle in the mountain dnia pon., 09/09/2019 - 16:38
Komentarz autora:

شاید سخت ترین متنی که تا به امروز ترجمه کرده باشم این متن باشه، یک سری توضیحات می نویسم برای کمک به بهتر فهمیده شدنش، امیدوارم به درد بخوره:
آهنگ در مورد جودیت ماری، مادر مینارد کنان خواننده ی گروه هست که بعد از 27 سال،تقریبا معادل با 10000 روز، دست و پنجه نرم کردن با یک مریضی و فلج بودن درگذشت. مادر مینارد یک مسیحی خیلی معتقد بود و اینجا مینارد، که از نظر اعتقادی و مذهبی راهی کاملا متفاوت با مادر رو در پیش گرفته بود داره به اون بعد از درگذشتش ادای احترام می کنه . در واقع بسیار زیباست چرا که علیرغم این تفاوت اساسی مینارد اعتقاد راستین و پاک مادرش رو ستایش می کنه و به خاطرش اون رو لایق بهترین جا در بهشتی می دونه که بهش اعتقاد داشت، و معتقدان الکی و دیندارانی که فقط از روی تقلید و نه از طریق اسپیریچوال و تعقل به دین و ایمان رسیدن رو به شدت نکوهش می کنه.

بدون شک کسی باید باشه که بتونه بهتر از من این کار رو ترجمه کنه، خودم هم بعضی جاها از ترجمه ام راضی نیستم ولی گزینه ی بهتر به ذهنم نرسید، اگر نظری داشتید خوشحال می شم بنویسید برام

Tool: Najbardziej popularne 3
Idiomy z "10,000 Days"
Moje komentarze