Nathalie (tłumaczenie na perski)

Reklamy
tłumaczenie na perskiperski
A A

ناتالی

Wersje: #1#2#3
میدان سرخ خالی بود
جلوی من ناتالی راه می رود
راهنمای من نام زیبایی داشت
ناتالی
 
میدان سرخ سفید بود
برف به کار بافتن فرشی بود
و در آن یکشنبه سرد من دنبال می کردم
ناتالی را
 
او با کلماتی صریح سخن می گفت
از انقلاب اکتبر
و من از قبل فکر می کردم
که پس از ارامگاه لنین
به کافه پوشکین خواهیم رفت
برای خوردن یک شکلات
 
میدان سرخ خالی بود
بازویش را گرفتم و او خندید
موهایش بلوند بود، راهنمای من
ناتالی، ناتالی...
 
در اتاقش در دانشگاه
گروهی از دانشجویان
بی صبرانه منتظرش بودند
خندیدیم، بسیار حرف زدیم
می خواستند از همه چیز بدانند
ناتالی ترجمه می کرد
 
مسکو، دشت های اوکراین
و شانزه لیزه
همه را به هم آمیختیم
و از آن خواندیم
 
بعد از کلی خنده
بطری شامپاینی فرانسوی
باز کردیم
و رقصیدیم
 
زمانی که اتاق خالی شد
تمام دوستان رفته بودند
با راهنمایم تنها ماندم
ناتالی
 
دیگر نه خبری از حرف های صریح
نه از انقلاب اکتبر
ما دیگر آنجا نبودیم
آرامگاه لنین
قهوه مغازه پوشکین تمام شده بود
دیگر از فکرمان دور بودند
 
چقدر زندگی من خالی بنظرم می رسد
ولی می دانم که روزی در پاریس
این منم که راهنمایی او را بر عهده خواهم گرفت
ناتالی، ناتالی
 
"Translation is not my hobby, it is my love."
Udostępniono przez Shayan296Shayan296 dnia sob., 30/03/2019 - 18:44
Komentarz autora:

بدلیل نارسایی های کوچکی در چند زمان و عبارت در ترجمه قبلی دوستان برخلاف عادت، ترجمه دیگری به دست دادم، امید که ترجمه رسا و ثمره ای بر کوشش دیگر دوستان باشد.

francuskifrancuski

Nathalie

Moje komentarze