Billy ( översättning till persiska)

Reklam
översättning till persiska persiska
A A

بیلی

بیلی امروز می ره (نمی دانم به کجا)
از رسوایی روی برگردانه (او نمی تواند از حقیقت فرار کند)
می داند که چه بهایی پرداخته
قبول دارد که برای پذیرفتن اینکه اشتباه کرده دیر شده
فردا می آید. غم همبازی روحش میشود
خسارت زده شده برای ولخرجی کردن خیلی دیره
درهای کهنه بسته شدن اما او همیشه آمادست
تا گذشت زمان را در ذهنش مرور کند
آه بیلی
 
بیلی امروز می رود (نمی دانم به کجا)
خط هایی بر روی چهره اش است (که داستان دردش را بیان می کند)
سرنوشتش را پذیرفته
می پذیره که خیلی طول کشید تا قبول کنده که اشتباه کرده
فردا می آید. غم همبازی روحش میشه
خسارت زده شده برای ولخرجی کردن خیلی دیره
درهای کهنه بسته شدن اما او همیشه آمادست
تا گذشت زمان را در ذهنش مرور کند
آه بیلی
 
زمانی عاشقی بود که با عاشقی دیگر هم بستر می شد
اما اکنون همه او را متقلب می دانند
و او آرزو می کرد که آینه ای داشت تا بتواند کمی بهتر ببیند
تا در چشمان یک انسان ضعیف خیره شود
فردا می آید. غم همبازی روحش خواهد شد
خسارت زده شده است برای ولخرجی کردن خیلی دیر است
درها کهنه بسته شده اند اما او همیشه آماده است
تا گذشت زمان را در ذهنش مرور کند
آه بیلی
 
Inskickad av SamaneSamane Sön, 22/09/2013 - 14:57
engelskaengelska

Billy

Kommentarer