Clean ( översättning till persiska)

Reklam
översättning till persiska persiska
A A

پاک

خشکسالی به نهایت خودش رسیده بود
وقتی گلهایی که با هم پرورش داده بودیم از بی آبی پژمرده شدن
ماه ها از جلو و عقب بردن(خاطراتمان)گذشته بود
هنوز تمام وجودم را مثل لباس سفیدی که لکه شده و دیگه نمیشه پوشید دربرگرفته ای
وقتی جنگ را میباختم،سرم را بالا گرفتم
وقتی که آسمان به شکل طوفانی سهیم تیره میشد
 
باران درحال باریدن بود
وقتی داشتم خفه میشدم،زمانی بود که تونستم بالاخره نفس بکشم
و تا صبح،همه ردپاهایت پاک شده بودند
فکر میکنم بالاخره پاک شده ام
 
کار دیگه ای از دستم برنمیومد
وقتی که پروانه هایی که کل اتاقم را پرکرده بودند به خاکستر تبدیل شدند
پس سوراخی توی سقف اتاقم باز کردم
گذاشتم جریان آب تمام تصویرهایی که ازت داشتمو با خودش ببره
آب تمام شش هامو پرکرد،با صدای بلند فریاد زدم
ولی هیچ کس هیچ چیز نشنید
 
ماهه که پاکم،باید اقرار کنم 10
اینکه پاک باشی،به این معنی نیست که دلتنگ اون دوران نباشی
10 ماه بزرگتر شده ام دیگه جا نمیزنم
حالا که پاکم،دیگه ریسک نمیکنم
خشکسالی به نهایت خودش رسیده بود وقتی که گلهایی که با هم پرورش داده بودیم از تشنگی پژمرده شدند
 
Tack!
Inskickad av media-alone girlmedia-alone girl Lör, 04/06/2016 - 10:44
engelskaengelska

Clean

Kommentarer