So Far Gone ( översättning till persiska)

Reklam
översättning till persiska persiska
A A

خیلی وقته که تموم شده

جنگ هایی که کردی رو بهم بگو
همه ی چیزهایی که میدونم می خوای بگی
و پشت لبخندهات مخفیشون می کنی
 
هرچقدر تونستیم سعی کردیم تا خودمون رو پیدا کنیم
ولی هیچ نور هدایتی واسه ما وجود نداره
حالا من نمی تونم کنار یه غریبه بخوابم
 
و ما تکه تکه از هم جدا شدیم
بعد هر کدوم از ضربان قلبم کندتر میتپه
 
پس من اون چیزی رو که تو نمیخوای بگی میگم
و به خاط تو گناه رو به گردن میگیرم
چیزی که نتونی نگهش داری رو نباید برگردونی
خیلی وقته که تموم شده
آره،ما خیلی وقته که به آخر رسیدیم
 
من خیلی سعی کردم که به یاد بیارم
این سلول زندان قبلاَها یه آشیونه بوده
ولی الان فقط دنبال بهترین راه واسه رها شدن ازش هستیم
 
من دیگه نمی تونم بیشتر از این با تو جروبحث کنم
تو که از قبل یک قدم بیرون از دری
 
پس من اون چیزی رو که تو نمیخوای بگی میگم
و به خاط تو گناه رو به گردن میگیرم
چیزی که نتونی نگهش داری رو نباید برگردونی
خیلی وقته که تموم شده
آره،ما خیلی وقته که به آخر رسیدیم
 
و این روی بی خیال شدنه
و این ها چیزهایی بودن که ما قبلا هم میدونستیم
 
پس من اون چیزی رو که تو نمیخوای بگی میگم
و به خاط تو گناه رو به گردن میگیرم
چیزی که نتونی نگهش داری رو نباید برگردونی
خیلی وقته که تموم شده
آره،ما خیلی وقته که به آخر رسیدیم
پس من اون چیزی رو که تو نمیخوای بگی میگم
 
Inskickad av Sonia SSonia S Ons, 11/09/2013 - 17:03
engelskaengelska

So Far Gone

Kommentarer