言語:
ペルシャ語
زندگیم
اومدی وقتی که بارون
شبو از پنجره شست
وقتی که تار عنکبوت بسته بود
این صندوق پست
اومدی وقتی که دیگه
تلفن زنگ نمیزن
وقتی که من مونده بودم
با یه بغل خیال بد
اومدی تا دربیام از توی جلد خستگی
اومدی تا منو بسپاری به دست زندگی
با تو رقصیدن مهتابو تماشا کردم
روی شونههات کلاف بغضم رو وا کردم
بغضمو وا کردم
طاق غصهها شکستو
پل رنگی قد کشید
آخرش یکی تو دنیا
حرفای منو شنید
یکی اومد تا بفهمه
لهجهٔ زخم منو
یکی اومد تا ببنده
جادهٔ برگشتنو
اومدی تا دربیام از توی جلد خستگی
اومدی تا منو بسپاری به دست زندگی
با تو رقصیدن مهتابو تماشا کردم
روی شونههات کلاف بغضم رو وا کردم
بغضمو وا کردم
تا ته دنیا با تو
تا ته این راه رو با تو هستم
تجربههای با تو
دیدن مهتاب با تو رو هستم
با تو هستم
با تو رقصیدن مهتابو تماشا کردم
روی شونههات کلاف بغضم رو وا کردم
بغضمو وا کردم
You can thank submitter by pressing this button
コメントするにはログインまたは新規登録してください。








