• Rayhon

    превод на английски

Споделяне
Font Size
английски
Превод

Drop

Drops of rain fall from the sky
It’s hard to bear are you aware of that?
Finally it dawned on me that his love was a lie
I don’t have to bear the pain of tomorrow
It rains and erases all of my aches
My agonizing pains that was replete with sadness
All of my sorrows seem forgotten
I don’t have to bear the pain of tomorrow
It rains
Drop by drop
It’s so sad that wishes have vanished, have came to an end
When fate orders the separation the heart should follow
But when it rains it reminds me of you
I said goodbye and thought it’ll work but I had to eat my words
Who laughed at what happened to me and who lost just like me?
I said I won’t think of you but it rains
I don’t have to bear the pain of tomorrow
Was the feeling that I used to know it as love just a game?
Was all I used to want from him just suffering?
Was this much of tears really needed?
I don’t have to bear the pain of tomorrow
It rains drop by drop
It’s so sad that wishes have vanished, have came to an end
When fate orders the separation the heart should follow
But when it rains it reminds me of you
 

Преводи на „Tomchi“

английски
транслитерация #1, #2, #3
турски #1, #2
Изказвания
Ahmadreza DavoudiAhmadreza Davoudi
   сряда, 08/04/2020 - 18:36

سپاس از شما دوست عزیز، اگه با شاخه های دیگه ترکی مثل استانبولی یا آذربایجانی آشنا باشید درک ازبکی تا حدی براتون میسر میشه ولی نه چندان زیاد. بنده سالها در خراسان زندگی کردم و مصداق کامل اون آهنگ علی پرمهر هستم که میگه بلکی تانیشلیق وطنیم وئرمیه! در جغرافیای خراسان ترک های آذربایجان کمتر هستند و گاهی که یکی از ترکهای خراسان رو که پیدا میکردم با شوق و ذوق با اونها شروع به ترکی صحبت کردن میکردم بعضا کلمات و ساختار های غریبی در زبانشون بود که برای یک آذربایجانی غیر قابل درک بود بعد ها که شروع به گوش کردن به آهنگ های ازبکی کردم در کمال تعجب اون رو بسیار نزدیک به همین گویش های ترکی خراسان (سبزوار، بجنورد، درگز و ...) یافتم. تجربه سالها گوش کردن به ترک های خراسان راه رو در درک ازبکی برای من بسیار هموار کرد. در واقع ازبکی رو جز زبان های ترکی اویغوری میدونن که با شاخه های اوغوز مثل آذربایجانی و استانبولی تفاوت های قابل توجه داره اما بسیار شبیه به لهجه های خراسان هست. تاثیر ادبیات عرب بر ادبیات فارسی و ترکی نیز غیر قابل انکاره برای همین که ادبیات فارس ها و ترک ها منشا مشترک عربی داره بسیار بهم نزدیکه هم در سطح واژه و هم در سطح مفهوم شما اگه دیوان شعرای بزرگ ترک مثل یونس امره، محمد فضولی، شهریار یا واحید رو نگاه کنید واژه ها و مفاهیم رو کاملا آشنا خواهید یافت.

امیدوارم توضیحات بنده مفید باشه، ارادتمند شما داودی

Ahmadreza DavoudiAhmadreza Davoudi
   сряда, 08/04/2020 - 20:01

سپاس از توضیحات شما، اگه اجازه بفرمایید مطلبی رو اضافه کنم اون هم این که واژه های یک زبان تا حد زیادی متناسب با اشیا و مفاهیمی هست که در اون فرهنگ بین اون مردم رایج هست، مثلا اعراب برای شتر کلی واژه دارن که به انواع و اقسام مختلف آن اشاره میکنه بختی، جمل، ناقه و ... در حالی که برای یخ جز ثلج واژه ای ندارن، احتمالا اسکیمو ها برای یخ واژه های بیشتری دارن چندان که انگلیسی ها برای قایق خیلی واژه دارند. مفاهیمی مثل ایمان، معاد، جهاد، عبادت، طهارت و ... احتمالا پیشتر میان اقوام عجم ناشناخته بوده اند. با افزایش قدرت سیاسی یک جریان فکری و فرهنگی، اون جریان قدرت تغییر فرهنگ رایج مردم رو پیدا میکنه و میتونه مفاهیمی به اونها عرضه کنه که پیشتر ازش بی اطلاع بودن در چنین برهه ای که با تغییرات ناگهانی فرهنگ یا سطح زندگی همراه است واژه سازی مجال ظهور پیدا نکرده و کلمات بسیاری وارد زبان جامعه هدف می‌شود. همان طور که شما هم اشاره کردید دو بار زبان های ما پذیرای سیلی از واژگان خارجی بودن یک بار هنگام فتح شدن سرزمین های آنها توسط مسلمانان یک بار هنگام فتح شدن زندگی روزمره آنها توسط علم و تکنولوژی که تقریبا هر دو اجتناب ناپذیر بودند.

Ahmadreza DavoudiAhmadreza Davoudi
   сряда, 08/04/2020 - 20:57

چوخ گوزل، واقعا غرورانگیز و لذت بخش بود. فکر کنم دلیل رو باید از روان شناس ها و یا شاید متولیان رسانه های عمومی خواست. شهریار چه زیبا میگه: اوزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز 🌸🌼🌺☘️💯👏🏻🙏🏻
دقیقا شهریار هم همین دغدغه ها رو داشته و هشدار هم داده