✕
Album:
À la vie, à la mort ! (2002)
Originele teksten
Vertaling
Marie
Ô Marie, si tu savais
tout le mal que l’on me fait.
Ô Marie, si je pouvais
dans tes bras nus
me reposer.
Évanouie mon innocence,
tu étais pour moi ma dernière chance.
Peu à peu tu disparais
malgré mes efforts désespérés
Et rien ne sera jamais plus pareil,
j’ai vu plus d’horreurs que de merveilles.
Les hommes sont devenus fous à lier ;
je donnerais tout pour oublier.
Ô Marie, si tu savais
tout le mal que l’on me fait.
Ô Marie, si je pouvais
dans tes bras nus
me reposer.
Et je cours toute la journée
sans savoir où je vais.
Dans le bruit dans la fumée,
je vois des ombres s’entretuer.
Demain, ce sera le grand jour.
Il faudra faire preuve de bravoure
pour monter au front en première ligne.
Ô Marie, je t’en prie, fais-moi un signe.
Allongé dans l’herbe, je m’éveille.
J’ai vu la mort dans son plus simple appareil.
Elle m’a promis des vacances.
Oui, la mort m’a promis sa dernière danse.
Ô Marie, si tu savais
tout le mal que l’on me fait.
Ô Marie, si je pouvais
dans tes bras nus
me reposer.
Ô Marie, j’attendrai
qu’au ciel tu viennes
me retrouver.
ماری
اوه ماری، اگر میدانستی
دردی که آنها بر من روا داشتند را
اوه ماری، اگر توانسته بودم
بر بازوان برهنهات
بیارامم
معصومیتم نابود شده
تو آخرین شانسم بودی
کم کم محو شدی
حتی باوجود تلاشهای مایوسانهام
و هیچچیز هرگز مانند قبل نخواهد بود
ترسهای بیشتری دیدم تا شگفتیها را
مردان برای یگانگی با زنی واله و شیدا بودند
حاضر بودم همه چیز رو بدم تا فراموش کنم
آه ماری، اگر میدانستی
دردی که آنها بر من روا داشتند را
آه ماری، اگر توانسته بودم
بر بازوان برهنهات
بیارامم
و تمام روز میدوم
بیآنکه بدانم به کجا میروم
در همهمه و در غبار
سایهها را میبینم که یکدیگر را میکشند
فردا روز بزرگ خواهد بود
و ابراز شجاعت ضروری خواهد بود
که در جلوی صف اول باشی
اوه ماری، از تو درخواست میکنم، نشونهای نشونم بده
درحالیکه در چمنها دراز کشیدم بیدار میشم
مرگ رو در سادهترین دام و لباسش میبینم
به من قول یک تعطیلات داده
بله، مرگ به من قول آخرین رقص رو داده
اوه ماری، اگر میدونستی
تمام دردی رو که بر من روا داشتند
اوه ماری، انتظار خواهم کشید
تا در بهشت
برای یافتنم بیای
اوه ماری، صبوری خواهم کرد
تا در بهشت
برای یافتنم بیایی
Je kunt de indiener bedanken met deze knop.
Rayuna Mousavianingediend op 21 okt 2021 - 19:39
✕





Gegeven reacties 5
صبوری خواهم کرد
تا در بهشت
برای یافتنم بیایی ....🍃🌹
j’attendrai
qu’au ciel tu viennes
me retrouver....🌹🍃
دورت بگردم
کاش جلوی مهربونیات کم نمیومدم
تو ماهترینی هدی قشنگم
تو خودت بهشتی
امیدوارم همینجا بهشتت باشه کنار عزیزترینات ❤️✨☘️
جان دلمی رایونای عزیزم💗
مرسی که هستی دوست بینظیر بااحساسم ❤
روز و روزگارت به رنگ بهشت 🌹🍃
یعنی من هرموقعی گذرمم که به اینجا بیافته حضور تو دلیل لبخندم میشه و با یه گرمایی ته دلم روشن میشه از کلماتت دختر قشنگم 🥺
مرسی از تو که هستی ماهدختر
İyi ki varsın canım 🤩
هرقدر که کم میام، اما هزار برابرش مهربونی خدا جاری زندگیت باشه هدی مهربون ❤️
مرسي دوست ماهم ، حضور قشنگ خودت هم ناب ترین نوع حضور هست
آرزوی بهترینها رو از خداوند برای تو بهترین دارم جان دلم *heart*