✕
Album:
Complete Poems (1924)
Tekst oryginalny
Przekład
A Word Is Dead
A WORD is dead
When it is said,
Some say.
I say it just
Begins to live
That day.
یه واژه مردست
یه واژه مردهست
وقتی که گفتهست
بعضیا میگن
من میگم تازه۱/ من اما میگم۲
اون جون میگیره۱/ اون تازه زندهست۲
اون زمان
Możesz podziękować przesyłającemu, naciskając ten przycisk.
Rayuna Mousavian
dodano 2 maj 2020 - 19:19







Komentarze 10
ترجمه ی آهنگین و بسیار قشنگی بود
مررسی عزیزم 💕
🌟🌟🌟🌟🌟
مرسی از تو که انتخاب و ترجمش کردی و به منم اجازشو دادی عزیزدلم 💗
وقتی گفته است یعنی چی؟
چرا دو تا مترادف واسه یه جمله ؟
این شعر همش دو بند هست چرا باید به این نامفهومی ترجمه بشه
مفهوم خودش گنگترین و نامفهوم ترین واژهی جهان نیست؟
بنظر من میتونه باشه
..و البته بسته به اینکه دنبال چه مفهومی باشیم
این شعر خیلی کوتاه تر و ساده تر از اونیه که ترجمهش یا حتی خودش به تنهایی مفهوم خودش باشه
مفهومش فقط تمام اون تجربه و حس اون لحظهی شاعره که باعث شده اینو بنویسه
و نخواهیم دونستش
اما مفهوم شایدم یعنی دونستن اینکه هیچ چیز توی دنیا برای همه به شکل یکسانی معنا و مفهوم نخواهد داشت
ممنون از نظرتون
در هر حال خراب کردن شعر شاعری مثل امیلی دیکنسون با یه ترجمه ی بد قابل توجیه نیست
و رسالت مترجم انتقال مفهوم به خواننده است در عین حفظ وفاداری به اثر .
این ترجمه متاسفانه نه وفاداره به اثر و نه انتقال دهنده ی مفهوم
باز هم مررسی از نگاهت رایونا جون
ترجمه ی بند اول وقتی که گفته شده است ؛به نظرم میتونه بهتر باشه
ترجمه ی بند دوم هم که عالیه
آقا مارتین خیلی سخت گیری کردید ؛ چرااا... 😔
مفهوم این ترانه میتونه این جمله باشه
🍃 بعضی از احساسات قابل بیان نیستند
و اگر سعی کنیم بیانشان کنیم .. آن ها را از بین برده ایم
یا حداقل ، خدشه دارشان می کنیم
زیرا که هر چه در زبان غنی باشیم ...
به پای احساسات و عواطف نمی رسیم ....🌹🍃
ولی شاعر میگه :عزیزم تو احساسات را بیان کن
که همین بیان احساسات ؛روح تازه ی واژه هاست و به من جان تازه ای میده
💝
هر کدام از ما در زندگی و دور و بَرمان آدم هایی داریم. بعضی از آن ها همیشه سهمی از حس خوبمان را به تاراج می برند...
امًا
بعضی آدم ها مثل رنگ سبز بهاری هستند، سبز سبز تا یادمان بمانند و یادگار همیشگی ذهنمان باشند. آدم هایی که شاید همه ی خاص بودنشان در مهربانی و بزرگواریشان است...
آدم هایی که ساده ی ساده فقط دوستشان داریم
این آدم ها را باید قاب گرفت و از مژه ها آویخت تا جلوی چشمت باشند ،تا وجب به وجب نگاهت را شکرگزار بودنشان باشی
مهربان باشیم و مهربان بمانیم ....
هدی جون، دختر مهربون
مرسی بازم برای احساس قشنگ و قلب مهربونت
برای اینکه مثل رنگ سبز بهاری ☘️🍀☘️
و اینکه دلیلی هستی برای به تاراج نرفتن حسای خوب 🌷🌺🌷
و همینطورم مرسی برای اینکه برداشت و معنا دادن به شعر اگر با تو باشه، زیباترین مفاهیم رو نصیب شعرا میکنی عزیزم 🌿🌼🌿
آقای مارتین، راستش با وجود هر حسی که قضاوتتون روی ترجمم، برام ایجاد کرد، با خودم فکر کردم که باید متواضع باشم و شاید سکوت کفایت کنه که اونجور که دوست دارید نگاه کنید به این ترجمه
و اینکه شاید همیشه نیاز نیست توضیح داد
این ترجمه هم ترجمهی سادهایه و ادعایی روش نیست جز اینکه به شیوهی من نوشته شده، همین
اما الان بنظرم شاید بد نباشه این توضیح رو اینجا برای انتقادتون اضافه کنم
من شاعر نیستم، شاید اندک علاقه و قریحهای از شعر داشته باشم که اصلا نمیخوام این ترجمه رو زیرمجموعهی اون قرار بدم
اما توادبیات فارسی یه چیزی داریم به اسم حذف به قرینهی معنوی که تو شعر به جهت کمک به قافیه و آهنگین کردن، و حتی در نثر هم زیاد استفاده میشه
و البته تو محاوره بیاونکه متوجهش باشیم و انتخابش کنیم هم برامون کاربرد داره
مثلا توی نثر
ذوالفقار علی در نیام، و زبان سعدی در کام
خب اینجا جمله کامل نیست، مثلا آقای مارتین میتونه بگه یعنی چی ذوالفقار علی در نیام؟ در نیام، چی؟
اینجا حذف به قرینهی معنوی داریم، یعنی طبق معنای جمله میفهمیم فعلی بوده که به جهت زیبایی و نیاز نوع نوشتار حذف شده
یعنی اینطور بوده
ذوالفقار علی در نیام باشد، و زبان سعدی در کام باشد
یا مثلا در شعر
ما را سِریست با تو که گر خلق روزگار
دشمن شوند و سر برود هم بر آن سَریم
خب سوال: بر آن سریم یعنی چی؟! چقدر نامفهوم شده شعر سعدی!!!!؟
اینطور نیست، بر آن سریم، یعنی بر سر اون پیمان هستیم
اما سعدی توی مصرعش کلمهی پیمان و جملهی کامل رو با تمام اداتش اونم در جای خودشون نیاورده
خب این بخشی از زبان فارسیه، و البته زیباست
و البته قطعا در ادبیات سایر زبانها هم ممکنه استفادههایی اینچنینی موجود باشه
اصلا نمیخوام ترجممو با چنین اثرایی قیاس کنم قطعا
اما ترجمهی من فقط یه شکل کوچیک و خیلی ساده از حذف به قرینهی معنوی در خودش داره، همین
منم میدونم که
When it is said
یعنی
وقتی که گفته میشه یا وقتی که بیان شده باشه
اما هماهنگی ساختار باعث اون ترجمهم بوده
اگر مثلا میگفتم
یه واژه مردهست
وقتی که گفته شده است
بدون هیچ حذفی معناش مشخص بود
اما نه طول جملات برابری نسبی داشت
و نه اون هماهنگی آوایی کلمات پایانی به خوبی خودشو نشون میداد
یا اگر قرارم بر روان و شیوا نوشتنش بود، خب هدی جون به بهترین و روونترین شکل انجامش داده بود و جایی برای تکرار اون برای من نبود
در مورد بند دوم هم فقط اینکه دو حالت تو ذهنم بود که هر کدومش، البته به صورت جفت جفت هر جفتی برای خودش، به نوعی آهنگین بنظر میومد
هر دوشو نوشتم
اصلا چرا وقتی ترجمهی هدی جون اونقدر شفاف و گویاست ازش اجازه گرفتم تا منم یه دور ترجمش کنم!؟
قضیه اینه که من خودم به تنهایی میتونم این شعر کوتاه رو با حتی چند نوشتار مختلف ترجمه کنم
دیگه چه برسه به آدمای مختلف با نگاههای مختلفشون
همهی ترجمههای همهی ما، و کلا تمام کلمات در عالم، اشکال دیگهای هم میتونن داشته باشن، حتی توسط خود ما
و این تنوع و گوناگونی توی ترجمه که بنظرم اصلا چیز بدی نیست، یا دلیلی بر درست و غلط بودن هیچ کدوم
شاید دقیقا همین دلیل باعثشه که این شعر کوتاه دو بار به فرانسوی، دو بار به ترکی، و چهار بار به روسی ترجمه شده
آیا یک بارش کافی نبود؟
پس دلیل دو جور نوشتن منم فقط انعکاسی از این موضوع بوده
هر حرف به هزار شکل میتونه بیان بشه و من اگر ترجمهای میکنم خوب به این موضوع واقفم
به هر حال، آقای مارتین، راستش انتقادتون رو وارد نمیدونم، نه در مورد نامفهوم بودن، نه از جهت وفادار نبودن، و نه به عنوان خراب کردن اثر شاعر، گرچه هیچ شعری قابل خراب شدن نیست، و بنظرم این شعر در اینجا شدیدا انعکاس دهندهی همین واقعیت شده که شکل بیانها بیشماره
اگر نه ساختارش اونقدری ساده هست که با کمترین دانش انگلیسی، که زبان بینالمللیه، و اکثریت حداقل اندکی ازش بلدن، به راحتی قابل فهم باشه و اکثریت برای خوندنش در هیچ زبانی نیازمند هیچ ترجمهای ازش نباشن
باز هم بينهايت مررسي رایوناجون از لطف و خوبیت💗...
توضیحات قشنگت رو خوندم؛کاملا موافقم عزیزم
Big liiike 🌹🍃💯