همرسانی
Font Size
آذری
متن ترانه

Məni Candan Usandırdı (Füzuli Kantantası)

Məni candan usandırdı,
Cəfadan yar usanmazmı?
Fələklər yandı ahimdən,
Muradım şəmi yanmazmı?
 
Qamu bimarına canan
Dəvayi-dərd edər ehsan,
Neçün qılmaz mənə dərman,
Məni bimar sanmazmı?
 
Qəmim pünhan tutardım mən,
Dedilər yarə qıl rövşən,
Desəm, ol bivəfa bilməm,
İnanarmı, inanmazmı?
 
Şəbi-hicran yanar canım,
Tökər qan çeşmi-giryanım,
Oyadar xəlqi əfğanım,
Qara bəxtim oyanmazmı?
 
Güli-rüxsarinə qarşu
Gözümdən qanlı axar su,
Həbibim, fəsli-güldür bu,
Axar sular bulanmazmı?
 
Dəgildim mən sənə mail,
Sən etdin əqlimi zail,
Mənə tən eyləyən qafil
Səni görcək utanmazmı?
 
Füzuli rindu şəydadır,
Həmişə xəlqə rüsvadır,
Sorun kim,bu nə sövdadır,
Bu sövdadan usanmazmı?
 
فارسی
ترجمه#1#2

مرا از جانم بیزار کرد

مرا از جانم بیزار کرد
آیا یار از جفا خسته نمی شود؟
افلاک از آه من سوختند
آیا شمع مرادم نمی سوزد؟
 
جانان برای همه بیمارانش
و شفای دردشان، احسان می کند،
چرا مرا درمان نمی کند
آیا فکر نمیکند من مریضم؟
 
غمم را پنهان کردم،
گفتند برای یار آن را آشکار کن
اگر بگویم نمی دانم آن بی وفا
آیا باور می کند یا نه؟
 
شب هجران، جانم می سوزد
چشم گریانم خون می ریزد
فغان و ناله ام خلق را بیدار می کند
آیا بخت سیاه من بیدار نمی شود؟
 
در مقابل گل رخسارش
از چشمم اشک خون روان است،
عشق من، الآن فصل گل است.
آیا این آب زلال کدر نخواهند شد؟
 
من به تو مایل نبودم
تو عقلم را زایل كردي
آن غافلی که مرا سرزنش می کند
آیا از دیدن تو خجالت نمی کشد؟
 
فضولی رند و شیداست،
همیشه پیش مردم رسواست
بپرسید که این چه سودایی است؟
آیا از این سودا بیزار نمی شود؟
 

ترجمه‌های "Məni Candan ..."

فارسی #1, #2
نظرها
Nadir Hikmet KuleliNadir Hikmet Kuleli    جمعه, 28/10/2022 - 23:32

معنىَ قامو در تورکییی کهن "همه یا کی تامام" است. با سوهنی "غم" علاقة ندارد

RazqRazq
   یکشنبه, 29/09/2024 - 03:04
4

ترجمه‌ی خوب و شسته‌رفته‌ای است. تشکر می‌کنم. نمی‌توانم پنج ستاره را بدهم چون:

۱) نویسه‌ی عربی می‌بینم: كردي. همچنین از فاصله‌ی مجازی اصلاً استفاده نشده است.
۲) جایگزین کردن بی‌دلیل چند واژه‌ی فارسی با واژگان عربی به دلم نمی‌نشیند: مثلاً چرا بیمار باید به مریض تبدیل شود؟
۳) و شفای دردشان، احسان می کند،
در ترجمه‌ی شما «احسان» مفعول است (انگار آن را در معنی «خیرات» به کار برده‌اید). در اینجا «احسان کردن» همان بخشیدن است و مفعول «دوای درد» است: دوای درد می‌بخشد.