✕
Album:
Spirits Having Flown (1979)
Testi originali
Traduzione
Tragedy
Here I lie, in the lost and lonely part of town.
Held in time, in a world of tears I slowly drown.
Goin' home, I just can't take it all alone,
I really should be holding you, holding you,
loving you, loving you.
Tragedy, when the feeling's gone
and you can't go on, it's tragedy.
When the morning cries
and you don't know why.
It's hard to bear with no one to love you.
You're goin' nowhere.
Tragedy, when you lose control
And you got no soul, It's tragedy.
When the morning cries
and you don't know why.
It's hard to bear with no one to love you.
You're goin' nowhere.
Night and day, there's a burning down inside of me.
Burning love, with a yearning that won't let me be.
Down I go and I just can't take it all alone.
I really should be holding you, holding you,
loving you, loving you.
Tragedy, when the feeling's gone
and you can't go on, it's tragedy.
When the morning cries
and you don't know why.
It's hard to bear with no one to love you.
You're goin' nowhere.
Tragedy, when you lose control
and you got no soul, it's tragedy.
When the morning cries
and you don't know why
It's hard to bear with no one beside you.
You're goin' nowhere.
Tragedy, when the feeling's gone
and you can't go on, it's tragedy.
When the morning cries
and you don't know why.
It's hard to bear with no one to love you.
You're goin' nowhere.
Tragedy, when you lose control
and you got no soul, it's tragedy.
When the morning cries
and you don't know why.
It's hard to bear with no one beside you.
You're goin' nowhere.
مصیبت
افتادم اینجا، تو یه بخش متروک شهر که از یاد رفته
گیر افتادهی زمان، تو دریای اشکی که توش غرق میشم رفته رفته
میرم خونه، تنهایی تحمل این همه رو ندارم که رو سرم ریخته
من واقعا بایستی نگهت میداشتم، نگهت میداشتم
دوستت میداشتم، دوستت میداشتم
مصیبت، اون وقتیه که احساسی نمونه
و دیگه نتونی ادامه بدی، مصیبت اونه.
وقتی سحرگاه اشک ریزون باشه
و ندونی دلیلش چی میتونه باشه
سخته تحملش که کسی دوستت نداشته باشه.
واست راه به جایی نباشه.
مصیبت، اون وقتیه که مهار تو دستت نمونه
و روحیهای برات نمونده باشه، مصیبت اونه.
وقتی سحرگاه اشک ریزون باشه
و ندونی دلیلش چی میتونه باشه
سخته تحملش وقتی کسی نیست که دوستت داشته باشه.
واست راه به جایی نباشه.
شب و روز، یه سوزشی هست تو وجودم.
عشق سوزان، با حسرتی که نمیذاره منو به حال خودم.
فرو میافتم و تنهایی تحمل این همه رو ندارم که ریخته سرم
من واقعا بایستی نگهت میداشتم، نگهت میداشتم،
دوستت میداشتم، دوستت میداشتم
مصیبت، اون وقتیه که احساسی نمونه
و دیگه نتونی ادامه بدی، مصیبت اونه.
وقتی سحرگاه اشک ریزون باشه
و ندونی دلیلش چی میتونه باشه
سخته تحملش وقتی کسی هم نیست دوستت داشته باشه.
واست راه به جایی نباشه.
مصیبت، اون وقتیه که مهار تو دستت نمونه
و روحیهای برات نمونده باشه، مصیبت اونه.
وقتی سحرگاه اشک ریزون باشه
و ندونی دلیلش چی میتونه باشه
سخته تحملش وقتی کسی هم نیست کنارت باشه.
واست راه به جایی نباشه.
مصیبت، اون وقتیه که احساسی نمونه
و دیگه نتونی ادامه بدی، مصیبت اونه.
وقتی سحرگاه اشک ریزون باشه
و ندونی دلیلش چی میتونه باشه
سخته تحملش وقتی کسی هم نیست که دوستت داشته باشه.
واست راه به جایی نباشه.
مصیبت، اون وقتیه که مهار تو دستت نمونه
و روحیهای برات نمونده باشه، مصیبت اونه.
وقتی سحرگاه اشک ریزون باشه
و ندونی دلیلش چی میتونه باشه
سخته تحملش وقتی کسی هم نیست کنارت باشه.
واست راه به جایی نباشه.
Puoi ringraziare l’utente premendo questo tasto
✕
Accedi o registrati per aggiungere un commento.










در حسرت دیدار تو آوارهترینم
𝑰'𝒎 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒐𝒔𝒕 𝒘𝒂𝒏𝒅𝒆𝒓𝒆𝒓 𝒐𝒏𝒆
𝒊𝒏 𝒍𝒐𝒏𝒈𝒊𝒏𝒈 𝒐𝒇 𝒎𝒆𝒆𝒕𝒊𝒏𝒈 𝒚𝒐𝒖
~ BΣΉZΛD ~
🎼〰〰♪〰♫〰♪〰〰🎶
📛 ©️ 2024 under CC BY-NC-SA 4.0🔗
🎼〰〰♪〰♫〰♪〰〰🎶